پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
412
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
پشت سر نگاهداشته بود پيش خواست و آنان را در پشت سر لگيون دهم جاى داده چنين سفارش كرد كه هرگز تكانى نكنند تا دشمن بودن آنان را درنيابد ليكن همينكه سوارگان دشمن از جاى خود بجنبند و به حمله پردازند آنان نيز بىدرنگ از جاى جنبيده و به چابكى و شتاب خود را به جلو صفها برسانند و از همه جلوتر بايستند و هرگز اين نكنند كه نيزههاى خود را دور بياندازند چنان كه رسم جنگجويان دلاور است كه با اين كار مىخواهند به دشمن نزديكتر گرديده با شمشير نبرد نمايند بلكه نيزههاى خود را بلند ساخته به چهره و چشم دشمن فرو ببرند و گفت : اين رقاصان جوان و قشنگ هيچگاه در برابر نيزههاى درخشان شما پافشارى نخواهند نمود بلكه بر رخسارهاى زيباى خود ترسيده روى به گريز خواهند آورد . اين يك جمله شوخى بود كه از وى در اين هنگام سرزد . هنگامى كه قيصر اين دستورها را به سپاهيان خود مىداد از آن سوى پومپيوس بر روى اسب صفآرايى دو سوى را از ديده گذرانيده چون مىديد كه سپاه دشمن با همهگونه سامان و آراستگى ايستاده و منتظر اشارت جنگ است ولى از اين سوى سپاه خود او از نداشتن مشق و ورزش سخت نابسامان است و همچون دريا موجزن مىباشد از اين ديدار غمگين گرديده بيم آن نمىكرد مبادا در حمله نخست اين سپاهيان سامان خود را از دست داده درهم شكنند از اين جهت دستور داد كه تيپ نخستين در جاى خود ايستاده و صفها را به يكديگر نزديك گردانيده به دفع حمله دشمن بپردازد . قيصر اين فرمان او را سخت نكوهش كرده مىگويد گذشته از اينكه سپاه خود را از نيرويى كه از حمليه بردن پديد مىآيد بىبهره گردانيد آنان را از جوشش خون و تكان دل كه براى هر سپاهى بيش از هر چيز دربايست مىباشد دور داشت . زيرا با آن خروشى كه سپاهيان حمله مىآغازند و با آن تندى كه گام برمىدارند خود اينها بر دليرى آنان مىافزايد . پومپيوس كسان خود را از اين همه بىبهره گردانيد و آنان را در يك جا نگاهداشته از جوش و گرمى انداخت . سپاه قيصر بيست و دو هزار تن بودند و سپاه پومپيوس اندكى بيشتر از دو برابر آن ميزان مىشد . و چون علامت از هر دو سوى داده شده و بوقها به صدا در آمد سراسر آن دشت پر از